یه پیشنهاد داشتم کخ نظرتونم بدین خوبه یا نه...هرکی بیاد تاریخ تولدشو یا هرکی از بچه ها رو که میدونه بذاره و در تاریخ تولد دوستمون تو بلاگ براش جشن بگیریم...نظرتون چیه؟
![]()
دیدم خیلی گرد و خاک گرفته اومدم تمیزش کنم...امیدوارم کمکم کنید.
رفتم سروقت ارشیو مطالب و چشامو بستمو رو یکی از تاریخ ها کلیک کردم.
اذر90 باز شد. و مطلب خانم کایینی(چهارشنبه 2 آذر)، جالب بود...محض ورور خاطرات گفتم بذارمش![]()
مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی
می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 پنس اضافه تر
می دهد!
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را
برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم آقا این را
زیاد دادی ...
گذشت و به مقصد رسیدیم .
موقع پیاده شدن راننده سرش را
بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم
مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم
شدید خواستم شما را امتحان کنم .
با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس
دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم!
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی
شبیه غش به من دست داد .
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام
را به بیست پنس می فروختم!!
برای نخستینبار در تاریخ ساخت ویرون، بوگاتی از ماده « پورسلین » برای تزئین قسمتی از کابین و همچنین نمای خارجی خودرو استفاده کرده است. پورسلین نوعی ترکیب سرامیکی است که از حرارت دادن ترکیب خاکرس و کوآلین در دمایی مابین ۱۲۰۰ تا ۱۴۰۰ سلسیوس حاصل میشود. این ترکیب بعد از فرآوری در کوره، خاصیتی بین شیشه و مولیت خواهد داشت؛ که یکی از دلایل گرانقیمت بودن پورسلین نیز همین امر است.
از لحاظ فنی این خودرو هیچ تفاوتی با نمونه « گرنداسپرت » نخواهد داشت. از اینرو میتوان به وجود پیشرانهای ۱۶ سیلندر به حجم ۸ لیتر که توانایی تولید ۹۸۷ اسببخار قدرت و ۱۲۵۰ نیوتنمتر گشتاور را داراست، کاملا مطمئن بود.
اینکه چه زمانی و با چه قیمتی عرضه این خودرو آغاز خواهد شد هنوز مشخص نیست ولی قطعا بهای پرداختی آن از نمونه استاندارد « گرنداسپرت » که حدود 2,270,000 دلار است، کمتر نخواهد بود.
عبارت L’Or Blanc در زبان فرانسوی به معنای « طلای سفید » آمده است.


ایشالا یه سال پر از پول و شادی و سلامتی برا همتون باشه...
دیروز هم برف آمد.. آن قدر که دلمان جای همه ی آدم های دنیا، یک آدم برفی خواست و به فکر به دنیا آوردنش افتادیم !! ..
بوت بلند به پا کردیم و دستکشِ چرم به دست.. و دویدیم.. آن قدر که ردپایمان پاک نشود. گاهی برف روی برف می گذاشتیم و گاهی برف روی هم می انداختیم..راضیه می گفت آدم برفی باید... چاق باشد و من داشتم به این فکر می کردم که آدم برفی باید قدش بلند باشد..
نگاهم را که به عقب انداختم خیلی ها را دیدم که از پنجره هاشان دل خوش ما رو می پاییدند و به تمام شدن آدم برفی فکرمی کردند و به عکسِ یادگاری گرفتن با او ..
آدم برفیمان را که ساختیم..لبخند به لب داشت.. سختگیر نبود..
... به خیالم مهربان تر از آدم ساعت 8 بود .. ابهتش را دوست داشتم..
... ... ساختنش تمام شده بود و زمان پا تند کرده بود،ولی برف هنوز هم می بارید..
کتابم را باز کرده بودم که درس بخوانم.. پنجره ی اتاق هم باز بود..
من و کتابم زیر چشمی ساعت ها برف را می پاییدم.. و داشتیم فکر می کردیم، نکند برف نبارد و آدم برفیِ دنیا ندیده، زود از دنیا برود..


آدم با چیزهای کوچیکه، که زنده می مونه ....
مثل بیدار شدن با صدای پرنده ای که پشت پنجره ی اتاقت لونه کرده.. یا شنیدن صدای انگشتای مهربون بارون که به شیشه ی پنجره ی اتاقت می زنه .. یا دیدن یک قاصدک توی چهار راه شلوغی که برای گرفتنش پا تند می کنی و با گرفتنش آرزو می کنی .. یا وقتی تو خیابون قدم میزنی، یه بچه ای انگشت اشارت و محکم بگیره و نخواد که از پیشش بری.... یا خنده های مهربونی که مرد فال فروش تعارفت می کنه..
+ کسی مطلب نمیذاره مجبور شدم مطلب دست چندم خودمو بذارم ..
برام دعا کنین بچه ها...خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی

زائري باراني ام آقا به دادم مي رسي ؟
بي پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم مي رسي ؟
گر چه آهو نيستم اما پر از دلتنگيم
ضامن چشمان آهوها به دادم مي رسي ؟
من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمين دردانه زهرا به دادم مي رسي
.: Weblog Themes By Pichak :.
