در زندگیتان به چقدر هیجان نیاز دارید؟

الف- مهمانی های شلوغ و پرهیاهو را دوست دارم.

ب – از مهمانی های آرامی که افراد با هم مکالمات دوستانه دارند لذت می برم.

 

الف- تماشای فیلمی را که قبلا دیده ام دوست ندارم.

ب – بعضی فیلم ها را دوست دارم برای بار دوم و حتی سوم ببینم.

 

الف- معمولا آرزو می کنم ای کاش کوهنورد بودم.

ب – نمیتوانم افرادی که جانشان را به خطر می اندازند و به کوهنوردی می روند درک کنم.

 

الف- از بوی عطر و ادکلن خوشم نمی آید.

ب – از عطرهایی که بوی طبیعت می دهند لذت می برم.

 

الف- از دیدن چهره های همیشگی و ارتباط با افرادی که از قبل آنها را می شناسم خسته می شوم.

ب – از ارتباط با دوستان قدیمی لذت می برم.

 

الف- دوست دارم مکان های جدیدی در شهر یا خارج شهر را خودم شخصا پیدا کنم حتی اگر به خاطر این کار گم شوم.

ب – اگر در مکانی باشم که با آنجا آشنایی نداشته باشم دوست دارم یک راهنما داشته باشم.

 

الف- اگر بتوانی رفتار و گفتار کسی را پیش بینی کنی حتما او انسان خسته کننده ای است.

ب – از افرادی که با حرف ها یا رفتارشان دیگران را آزرده می کنند خوشم نمی آید.

 

الف- از فیلم هایی که می توانم پایان آنها را پیش بینی کنم خوشم نمی آید.

ب – برایم فرقی نمی کند فیلمی که می بینم قابل پیش بینی باشد یا غیرقابل پیش بینی.

 

الف- دوست دارم سیگار را برای یک بار هم که شده امتحان کنم.

ب – هرگز حاضر نیستم سیگار را حتی برای یک بار امتحان کنم.

 

الف- دوست دارم داروهای جدیدی را که کشف می شوند و در درمان بیماری ها موثرتر از نمونه های قبلی هستند، به هر قیمتی امتحان کنم.

ب – دوست ندارم داروهایی را که ممکن است عوارض جانبی داشته باشند، مصرف کنم.

 

الف- گاهی اوقات دوست دارم کارهایی را که کمی خطرناک هستند انجام دهم.

ب – یک فرد محتاط و حساس از کارهای خطرناک اجتناب می کند.

 

الف- دوست دارم غذاهایی را که تا به حال نخورده ام امتحان کنم.

ب – معمولا غذاهایی را سفارش می دهم که از طعم و مزه آنها اطمینان دارم.

 

الف- تماشای فیلم های شخصی و خانوادگی خسته کننده است.

ب – از دیدن فیلمهای شخصی و خانوادگی لذت می برم.

 

الف- ورزش اسکی را دوست دارم

ب – از اسکی خوشم نمی آید.

 

الف- از اسکی روی آب واقعا لذت می برم.

ب – دوست ندارم اسکی روی آب را حتی امتحان کنم.

 

الف- دوست دارم بدون هیچ برنامه ریزی قبلی به سفر بروم.

ب – دوست دارم در سفر همه چیز مطابق برنامه ریزی های قبلی پیش برود.

 

الف- دوست دارم با کسانی که هیچ شناختی از آنها ندارم ارتباط دوستی برقرار کنم تا با افراد جدید بیشتری آشنا شوم.

ب – دوست دارم با افراد شناخته شده دوست شوم.

 

الف- دوست دارم پرواز با هواپیما را بیاموزم.

ب – دوست ندارم پرواز با هواپیما را بیاموزم.

 

الف- شیرجه رفتن در آب را دوست دارم.

ب – از تماشای سطح دریا بیشتر از عمق آن لذت می برم.

 

الف- از افرادی که خیلی سریع با همه ارتباط صمیمانه و نزدیک برقرار می کنند، خوشم می آید.

ب – به نظرم بهتر است از کسانی که خیلی سریع با همه ارتباط صمیمانه برقرار می کنند کمی فاصله بگیرم تا خوب آنها را بشناسم.

 

الف- دوست دارم پرش با چتر نجات را تجربه کنم.

ب – دوست ندارم هرگز بیرون از هواپیما در آسمان باشم.

 

الف- دوست دارم با کسانی دوست باشم که پرهیجان و غیرقابل پیش بینی هستند.

ب – ارتباط با افراد منطقی و قابل پیش بینی را بیشتر دوست دارم.

 

الف- از تجربیات جدید استقبال می کنم حتی اگر خطرناک و ترسناک باشند.

ب – از تجربیات پرهیجان و جدید خوشم نمی آید.

 

الف- معمولا زیبایی آثار هنری را در رنگ های متضاد و نزدیکی به آثار هنری جدید می دانم.

ب – تاثیرگذاری نقاشی واقعی در شفافیت و هماهنگی رنگ های آن است.

 

الف- اگر بخواهم خارج از خانه وقت بگذرانم خسته می شوم.

ب – گذران وقت خارج از خانه در محیط های آشنای همیشگی را دوست دارم.

 

الف- پرش از کوه را دوست دارم.

ب – دوست ندارم جایی بایستم که ارتفاع زیادی داشته باشد.

 

الف- دوست دارم با کسانی ارتباط برقرار کنم که توانایی های فیزیکی عجیبی داشته باشند.

ب – دوست دارم با کسانی ارتباط برقرار کنم که با من عقاید مشترکی دارند.

 

الف- بدترین خصلت اجتماعی کسل کننده بودن است.

ب – بدترین خصلت اجتماعی جسور بودن است.

 

الف- آرزو دارم با هواپیمای جت شخصی ام به دور دنیا سفر کنم.

ب – حتی اگر خیلی ثروتمند بودم هرگز برای خودم هواپیمای جت نمی خریدم.

 

الف- افراد شوخ طبع را دوست دارم حتی اگر گاهی دیگران را آزار دهند.

ب – افرادی که با شوخی هایشان دیگران را ناراحت می کنند دوست ندارم.

 

الف- از تماشای قسمت های ترسناک در فیلم ها لذت می برم.

ب – از تماشای فیلم های ترسناک بیزارم.

 

الف- هر کسی باید مطابق سلیقه خودش لباس بپوشد حتی اگر واکنش های مخالفی دریافت کند.

ب – افراد باید مطابق با قوانین اجتماعی لباس بپوشند و ظاهرشان را آراسته کنند.

 

الف- دوست دارم مسافرت های بلندمدتی از طریق دریا داشته باشم.

ب – سفر دریایی حماقت است.

 

الف- اصلا نمی توانم افراد آرام و کسل کننده را تحمل کنم.

ب – در هر فردی می توانم نکته جالب و مثبتی پیدا کنم.

 

برای محاسبه امتیازات خود در این آزمون کافی است ببینید به چند مورد از جملات پاسخ «الف» داده اید، بعد تمام آنها را با یکدیگر جمع بزنید، حد میانه در این آزمون 17 است. اگر امتیازتان بالاتر از 17 است شما فردی هستید که از هیجان در زندگی لذت می برید و با سکون و آرامش میانه ای ندارید. معمولا این ویژگی در مردان بیشتر از زنان دیده می شود و مردان کمی بیشتر از زنان به دنبال فعالیت های پرهیجان می روند و از خطر کردن بیشتر لذت می برند.

 

روانشناسان بیش از 20 سال در مورد هیجانات و ارتباط آنها با شخصیت افراد تحقیق و بررسی کرده اند. به اعتقاد آنها تمایل افراد به هیجانات یکی از مهمترین ویژگی هایی است که افراد را از یکدیگر متمایز می کند.

 

همچنین آنها دریافته اند که این ویژگی تا حد زیادی ژنتیکی است درست مانند هوش، به این ترتیب والدینی که از هیجان لذت برده و خطر می کنند معمولا فرزندانی دارند که مشابه آنها می شوند و زندگی پرهیجان را دوست دارند. افرادی که در قسمت ماجراجویی امتیاز بالاتری به دست آورده اند.

 

معمولا دوست دارند فعالیت هایی داشته باشند که تا حدی ریسکی هستند مانند صخره نوردی، اسکی یا جت اسکی، همواره به دنبال کسب تجربیات جدید هستند و برایشان تفاوتی ندارد که این تجربیات، هیجان و خطر دارند یا نه.

 

به عنوان مثال ممکن است آنها داوطلبانه حاضر شوند تا کسی آنها را هیپنوتیزم کند یا به کلاس های مدیتیشن بروند فقط به این دلیل که می توانند کار جدیدی را تجربه کنند. این افراد دوست دارند هر سال به مکان هایی سفر کنند که قبلا آنها را ندیده اند حتی اگر سفر به مکان های قبلی برای آنها بسیار بهتر باشد، سفر به مکان های جدید صرفا به این دلیل که می تواند تجربه جدیدی بوده و هیجان انگیزتر باشد برای این افراد جذابتر است.

 

دوستان زیادی دارند چون می خواهند همواره افراد جدید را تجربه کنند. از تجربه کردن موقعیت های غیرقانونی ترسی ندارند هر چند که این تجربیات بسیاری اوقات برای آنها مشکل ساز می شود. این گروه افراد همانگونه که در تست هم دیدید از استعمال دخانیات لذت می برند. از اینکه همه چیز مطابق قانون باشد خسته می شوند اما برعکس آنها، شخصیت هایی هستندکه معمولا از تجربیات جدید استقبال نمی کنند، از برنامه های روزمره و ثابت به آرامش می رسند و موقعیت های پرهیجان و خطرناک را نمی توانند تحمل کنند.

 

ماجراجویی مزایا و معایب خود را دارد. افرادی مانند آرمسترانگ در این گروه جای دارند. آنها به دنبال کشفیات جدید هستند و دوست دارند و زمین و آسمان ها را بشکافند. آنها از تجربه کردن امور جدید و متفاوت ترسی ندارند، از طرف دیگر اگر نتوانند در اجتماع به شأن قابل قبولی برسند به دلیل ویژگی ها و تمایلات خاصی که دارند با مشکلات جدی مواجه می شوند. از آنجا که این ویژگی معمولا در افراد ثابت است باید به گونه ای آموزش ببینند که بیاموزند در موقعیت های مختلف زندگی تصمیم های درستی بگیرند. به عنوان مثال هنگام انتخاب همسر باید کاملا مراقب باشند با افرادی مانند خودشان یا تا حد زیادی شبیه خودشان ازدواج کنند تا در زندگی مشترک به مشکل برنخورند.

 

انتخاب شغل نکته دومی است که باید هنگام تصمیم گیری ها در نظر داشته باشند، کسی که دوست دارد آرامش و ایمنی در زندگی داشته باشد معمولا مشاغلی مانند معلمی یا استادی دانشگاه را انتخاب می کند که هیجان چندانی ندارد اما کسی که در زندگی هیجان می طلبد چنین مشاغلی را خسته کننده می داند و حتی اگر در آنها مشغول به کار شود نمی تواند مدت زیادی دوام بیاورد.

 

زمانی که امتیازات خود را در این آزمون محاسبه کردید بهتر می توانید شخصیت واقعی خود را بشناسید و مطابق با آن در تصمیم گیری های زندگی دقت بیشتری داشته باشید.

منبع : موفقیت



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن 1393 | 15:49 | نویسنده : مهدی نیک زاد |
اگر به خانه من آمدي... 

 براي من اي مهربان، چراغ بياور...
و يك دريچه كه از آن
به ازدحام كوچه ي خوشبخت بنگرم 



تاريخ : شنبه بیستم دی 1393 | 9:14 | نویسنده : مهدی نیک زاد |
سلام.  

حال همه ی ما خوب است...ولی تو باور نکن...

تکنولوژی در عین حال که خوبه ولی خیلی بده...امروز بعد از مدتها اومدم وبلاگ...دیدم  از وقتی وایبر دارم دیگه یادم رفته اینجا رو...دلم واسه اینجا سوخت که چقد کم لطفی کردم بهش...



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 | 13:35 | نویسنده : مهدی نیک زاد |
سلام بچه ها



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 | 9:23 | نویسنده : ایراندخت جامعی |
یک روز می آیدُ
انسانیت،
شعور گم شده اش را 
پیدا می کند
وَ حوصله اش از بیکاری
سَر می رود،
سرش از کشتار
سوت می کشدُ
عبور بمب افکن ها را
در آسمانِ آبی
آفساید اعلام می کند !
وَ به هیچ بمبی
اجازه یِ فرود نمی دهد..
..
یک روز می آیدُ
تاریخ،
حافظه اش پاک می شود از جنگ ...
از استالین ...
از ژنرال فرانکو ...
از هیتلر منفورُ 
نتانیاهو یِ کودک کُش ...
وَ از همه یِ آن سه نقطه های بعد از آدم کش ها 

وَ زمین فرصت می کند
با خوشبختی 
آشتی کند..

یک روز می آید که..
..

پ.ن:
به امید پایان یافتنِ این آدم کشی ها وُ نسل کشی های کثیف ..
 


تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 | 11:34 | نویسنده : بیگدلی |
دوستان گل مکانیک 84 سلام

مدتی میام اینجا و سر میزنم به امید اینکه یکی دیگه پیدا بشه و مطلبی بذاره ولی با کمال تاسف هیچکس یه کوچولو وقت نذاشت.درسته همه مشغول هستن و سرشون شلوغه ولی زیاد وقتی نمیگیره...فقط چند دقیقه...دوس ندارم این وبلاگ به این روز دربیاد.اگه شمام دلتون براش میسوزه یه ذره وقت بذارین لطفا...

مرسی......



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 | 23:53 | نویسنده : مهدی نیک زاد |
پیشا پیش روز خودمون ( منظور آقایون مکانیک84) و ولادت امام علی رو به تمامس دوستان تبریک میگم...



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 | 9:4 | نویسنده : مهدی نیک زاد |
دوستان عزیز مکانیک 84

با عرض سلام مجدد.

می خواستم نظرتون رو راجع به اینکه با هم دیگه یه پروژه شروع کنیم دربازه تولید انرژی با خورشید و باد چیه؟



تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393 | 8:34 | نویسنده : مهدی نیک زاد |
سلام بر دوستان مکانیک 84 ای...

امیدوارم 15-16 روز تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه و سال جدید رو هم با خوشی آغاز کرده باشین و تا آخرش خوب پیش بره.

والا هرچقدر منتظر موندم تا ببینم کسی پست میذاره یا نه برای سال جدید دیدم کسی اقدامی ننمود.گفتم بازم خودم دست به کار شم و سال جدید رو تبریک بگم خدمت شماها...



تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 8:22 | نویسنده : مهدی نیک زاد |
دوستان گرامی و عزیز با توجه به نبودن فرد علاقه مند به نوشتن و پست گذاشتن.

خواستم یه سئوال بپرسم ازتون...

اینکه اگه شما بخواین یه کار اقتصادی انجام بدین چی کار میکنین...و یه پیشنهاد هم داشتم اینکه بیاین همین جمعی که اینجا هستیم باهم یه پروژه پول ساز انجام بدیم...هرکی یه گوشه ای از کار رو که میتونه بگیره...

من  اعصابم بهم ریختس از اینکه مهندسی خوندمو  هیچ کاری باهاش انجام نمیدم...دوس دارم یه تیم قوی جمع بشیم و باهم کار کنیم و از اونجا که هم دیگه رو میشناسیم فک میکنم تیم خوبی بشه. از مسعود نوری که مطمئنم که حسابی با این کار موافقه ولی بقیه رو نمیدونم...



تاريخ : چهارشنبه هفتم اسفند 1392 | 8:47 | نویسنده : مهدی نیک زاد |